آیلاخانوم وآیهان خانآیلاخانوم وآیهان خان، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

آیلا و آیهان

کوچولوهای ناز

    مطلبی دیگر برای آیلا و آیهان خوشگلم ٠ آیهان کوچولوی ناز چند روزی سرما خوردگی شدیدی داشتی عزیزم فرصت سر خاروندن نداشتیم چه برسه به نوشتن مطلب تو وبلاگتون . حسابی گریه مونو در آوردی عزیزم دو بار دکتر رفتی خدارو شکر اول لطف خدا دوم داروهای خانم دکتر جهانشاهی خوبت کرد بعد تو هم باز نوبت آبجی آیلای نازت بود .آیلا کوچولو حالش بهتر از تو بود الان تقریبا خوب شده . خدارو شکر ...
13 آذر 1392

روز شماری

آیلا و آیهان جان برای اومدنتون روزشمار گذاشتم. هر روز برای اومدنتون نقشه ها میکشیم. نقشه هایی که شما اعضای اصلی آن هستید.این نشون میده که خیلی دوستون داریم + نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 14:37 ...
25 آبان 1392

سخن اول

این اولین نوشته ام روی وبلاگ است . خدای بزرگ را شاکرم که به من نعمت بابا شدن عطا فرمود. حالا منتظر دو تا مسافرم . مسافرایی که زندکی من و همسر مهربانم رو زیر و رو کردند . و همین طور زندگی بابا بزرگ و مامان بزرگاشونو.مسافرایی که اسم شونو گذاشتیم آیلا و آیهان .آخه یکی دختره یکی پسر . از روزی که وجودشونو متوجه شدیم ۷ ماه میگذره و ما ۷ ماهه که لحظه شماری میکنیم تا مسافرامون برسن برای استقبالشون آماده شدیم . خدایا مسافرای ما رو صحیح و سالم به ما برسان خدایا یه آرزوی بزرگ دارم یک چیز از درگاه عظیمت خواستارم سلامتی همسر مهربانم و  کوچولوهایی که به ما دادی. ازت بخاطر تمام نعمتهایی که به ما دادی متشکرم . با وجود خانواده خوبم و همسر مهربان ...
25 آبان 1392

زیباترین روز زندگی بابا و مامان

یکشنبه نوزدهم خرداد 92 زیباترین روز زندگی من و مامانی بود روزی که خدا دو تا کوچولوی ناز به ما داد روزی که مسافرای کوچولوی ما به لطف خدا صحیح و سالم به خونه رسیدند . امروز دو روزه که وارد شش ماهگی شدند . و من هر روز  خدا رو شکر کردم.
25 آبان 1392